آرشيو
مداحی
آرشيو
سخنرانی
آرشیو
فروشگاه فرهنگی
اولین سوگواره شعر عاشورایی طوفان واژه ها روضه الشهدا/گلچین روضه ها و نوحه های سال ۱۳۹۳ نفس المهموم/ گلچین نوحه های محرم۹۲
تاریخ  تاریخ : ۱۱ مهر ۱۳۹۱
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 1,295 مرتبه


بسم رب الحسین(ع)

دل نوشته ای خدمت ارباب مهربانی ها حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

سلام آقاجان؛

از کودکی، وقتی که در ماه محرم لباس عزای شما را به تنم می کردند هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی بیاید که من مدال افتخار ۱۰ سال نوکری شما را به گردن داشته باشم. آره آقاجان، از سال ۸۱ که با هیات سائلین الحسین(ع) آشنا شدم از همون وقت افتخار خادمی هیاتتون رو به من دادی. یادتون که هست آقاجان شیرینی هاش یه طرف! همه ی سختی هاشم برامون شیرین بود. آقاجان سال ۸۱ که اومدیم هیات شما هیچی نداشتیم، اما تو این ۱۰ سال نوکری همه چیز به ما دادی.
همه بچه های هیات رو به سر و سامون رسوندید. آخه شما ارباب خیلی مهربونی هستید به خاطر همینه که هرسال تو هیاتتون میایم و میگیم ((حسین ارباب خوبم…))
دوست دارم راحت تر با شما صحبت کنم. آقاجون من یه عمر آرزو داشتم با بچه های هیات، هممون با هم پاشیم بیاییم حرم شما. الآن این آرزوی من داره برآورده میشه!
قراره پنجشنبه بیاییم سمت شما. نمیدونم خوابم یا بیدار اما یقین دارم تا توی حرمتون نیام باورم نمیشه، ولی من یقین داشتم میایم حرمتون، آخه ما یه کربلا از شما طلب داشتیم. میدونید که راجع به چی صحبت میکنم، سال ۸۵ برای اولین بار که اومدم حرمتون، خودتون اونجا تو حرم داداشتون عباس(ع) بهم ثابت کردید که همه باهم میاییم حرمتون.

اما… آقاجون نکنه این آخرین باری باشه که میام حرمت. من تحمل ندارم فقط همین ۱ بار ما رو ببری حرم، اگه میخوای همین ۱ بار باشه پس منم باید همون جا پیش خودتون نگه دارید. آخه آقاجون من شما رو به این راحتی بدست نیاوردم که الان آسون بخوام از دست بدم.
یادتونه آقاجون سال ۸۳ تو اون برف چه قدر سختی کشیدیم اما مجلس شما رو زمین نذاشتیم. سال ۸۵ یادتونه گفتن دیگه حق ندارید تو حسینیه شما مراسم بگیریم اما ما توزمستون تو حیاطش فرش پهن کردیم همونجا براتون مراسم گرفتیم. آقا جون خودت بهتر میدونی چند شب اومدیم تا صبح براتون پرده های مراسم عزای شما رو نصب کردیم… حسینییه شاهد یادتونه؟… مسجد طالقانی یادتونه؟… اما الان که دارم این مطلب رو مینویسم دلم خیلی گرفته…
آقا جون شما خودت دست محمد مهدی مقدم و نریمان مددی مژدهی رو گرفتی و بردی پیش خودت، محمد مهدی یادته هر وقت میگفتیم داداش فلان کارو بکنیم تو هییت میگفت هماهنگه! آخر سرهم پر کشید اومد پیش شما.
آقا نریمان که همین پارسال اومد ۲ شب مراسم هیات مارو فیلم برداری کرد. اما جونش رو نذر امام رضا(ع) کرد و کبوتر حرم شد.
انگار نه انگار همین پارسال بود اومدم حرمت اما برا دیدن حرمتون لحظه شماری میکنم. بالاخره آقاجون ما این سفر رو فقط برا یه بار نمیخوایم.
انشالله این زیارت حرم شما سالهای سال برای ما دوام داشته باشه و بتونیم هر سال بیاییم حرمتون…


س.ح.ر
نوکر شما در هیات سائلین الحسین(ع)
۱۳۹۱/۷/۱۱

مطالب مرتبط :
دیدگاه ها
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد