آرشيو
مداحی
آرشيو
سخنرانی
آرشیو
فروشگاه فرهنگی
اولین سوگواره شعر عاشورایی طوفان واژه ها روضه الشهدا/گلچین روضه ها و نوحه های سال ۱۳۹۳ نفس المهموم/ گلچین نوحه های محرم۹۲


به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

سالها از گذر ۸۱ به سرعت گذشت و تازه جوانانی که همه آمال خود را در نوکری عزیز فاطمه (سلام الله علیها) میدیدند، اکنون هر کدامشان به لطف آقا کسی گشته اند.

یادش بخیر بی پولی ها، ناملایمات، غم ها و غصه ها، کمی یاورها و همه آنچیز ها که تو را در رقابت خدمت به ارباب دلشسکته به فکر میبرد. فقط آن لحظه که بغضت میشکست و اشکها در زمزمه حسین حسین دامنت را تر میکرد تو خود را در آغوش مولا میدیدی و همه چیز یادت میرفت.

حسینیه قشنگی داشتیم او هم مثل صاحب نامش امام حسن مجتبی (علیه السلام) غریب بود و غریب تر از آن روزی بود که تو را با همه عشقت با همه خاطراتت از خانه رهانیدند. کوچه پس کوچه هامان هنوز صدای سنج و طبل و زنجیر میدهد یادت هست؟ با چه صفایی گاریکش ارباب بودیم و دلخوش به سربند ابالفضل (علیه السلام). هیچ کداممان درست طبل زدن بلد نبودیم حتی نمبدانستیم چه طور باید سه ضرب زنجیر را رعایت کرد اما همه میدانستیم در غم غربت حسین(علیه السلام) باید جان را فدا نمود.

چقدر روضه کمیل در مصیبت سه ساله اباعبدالله حزین بود، یادت هست؟ هنوز جگرم میسوزد وقتی سیدحسن همه راه را از آستانه میآمد تا جلوی در بایستد و خدمت ارباب کند. پدرش جانباز بود همه دیده بودیم وقتی آقا مسعود از رنج درد میکشید و محمد چقدر شبیه پدر شده است. آی کوچه ها قبض های کمک به هیات را در دستان محمد یادتان هست؟ تمام شور بود و نشاط، جانش را برای کار میداد مقداد، آن یار همیشگی که اکنون برای من الگویی است ستودنی و برای اسلام ذخیره ای است ماندنی انشاءالله. آسد حجت یادت هست تو با تمام کودکیت حراست هیات بودی؟ ته دسته عزاداری، تو و محمود با هم. چقدر زود بزرگ شدید و من ماندم و یاد آن روزها. آه چقدر دلم خیس است وقتی که در حسینیه شاهد کنار شهدا بودیم و چقدر خوش بود جایتان وقتی کنار امام زمان(عج) بودید دم در شما دو تن، میلاد و محمد.

خاطرات مرا با خود به دور دست میکشد و تمام همت دوستان با اخلاصی ستودنی به یادم میآید؛ محمد منسومی، سجاد داداشی، اکبر عبداله پور، محمدامین علیزاده، سجاد عبداللهیان، سعید انصاری، علی یوسفی نژاد، حامیم بشردوست، محمد مهدی دلشاد، نیما شادمان، امیر محمد علی نژاد، صالح نصیری و …

اکنون زمان میگذرد قرار است مردی غریب بیاید سرگشته از گناه من، تنها از بی وفایی من، در دلم کسی میگوید زودتر از آنچه که فکر میکنی میآید. میدانم ولی همه هراسم این است که بیاید و من نباشم.

اینک قرار ما برای هم عهدی هر غروب چهارشنبه در مسجد طالقانی خیابان بیستون است.

غربت زدگانی چندیم، امید داریم که از عُهده عَهد با مولا به درآییم…

سیدحسین رضویان